خرید بک لینک
در کنار مسیر مصلی -که نرده های قهوه ای رنگِ پهنی دارد- ایستاده ام؛ نرده ها ظاهراً از قسمتی به چمنزار سرسبزی باز می شود، به سرعت از درب ورودی داخل شدم، یادم آمد چند روز پیش، گودالی را که نمی دانم برای چه کاری در آنجا حفر کردم. چاله ای نه چندان بزرگ، اما گُلِه ای بود از همان چمنزار. ناگهان!!! ق

برچسب: نویسنده: کیارش اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

بعضی ها با لبخندی بر لب، از سر کوچه دنیا راهشان را می گیرند و سریع می روند؛ بعضی ها هم کارشان را در دنیا پی می گیرند و دیرتر می روند؛ بعضی ها با "چسب یک دو سه" پوستشان را به دنیا نمی چسبانند؛ بعضی ها هم با تمام سنگینی، خودشان را تا قعر زمین می چسبانند تا شاید بدانیم که " اثاقلتم الی الارض " کدامند و دورشدگان از آسمان بی کران، کجایند.

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۵ساعت 16:38 توسط حسین ملکی |

برچسب: نویسنده: کیارش اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

هنرمندان چون بر اریکه هستی خوش می نازنند و متبسم اند، اکنون نبودشان تلخ است. هنرمندان چون انرژی منبسط را از کائنات، بر روی خاک می پراکنند، حالا کجا باید به دنبال قدم های بی صدایشان گردید. هنرمندان شاید هم، چون کاسه ای از مادیات برای خودشان پر نکردند- تا سود و زیان مالی برای خودشان بدهد یا اهل دن

برچسب: نویسنده: کیارش اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 3:02

صفحه بندی